تبلیغات


تیم دوچرخه سوای - برنامه حرفه ای هفت جزیره جنوب ایران
تیم دوچرخه سوای
کاراته هنر جوان مردان است
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM           
تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی
درباره سایت



مدیر سایت : فرهاد محبی پور


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید



نویسندگان
نظرسنجی
به کدام ورزش بیشتر علاقه دارید؟





در بخش اول باید پوزش بخوام از دوستان و بازدیدکنندگان عزیز بخاطر وقفه طولانی در گذاشتن گزارش برنامه بر روی سایت.

در مورخ21بهمن ماه1394بنده به همراه سرپرست برنامه آقای مهدی حسنی و مهمان این برنامه آقای نعمان فرخنده(یکی از دوستان خوب و با معرف)با قطار به سمت شیراز حرکت کردیم.فردای آن روز صبح به شیراز رسیده هم چنان که باران میزد ما به دنبال مهمان پذیر بودیم.
یک روز کامل در شیراز بوده و فردا صبح آن روز به سمت بوشهر حرکت کردیم.زیرا چرخ هایمان در باربری بوشهر اسکان داده شده بود.
در بوشهر دو روز ماندیم وصبح روز بعد برای هماهنگی به اداره تربیت بدنی ،کل استان بوشهر رفتیم پس از هماهنگی های لازم به سمت اسکله رفته تا اولین جزیره را رکاب بزنیم.اولین جزیره،جزیره خارک و خارکوه بود.جزیره ای که بخاطر آن آقای حسنی زحمات فراوانی از چند ماه قبل از سفر کشید تا بتوانیم به آنجا برویم بلیط ورود به این جزیره ممنوعه را بگیریم.
در این جزیره دوستان بخش تربیت بدنی جزیره خارک به استقبالمان آمدند وبلیط هایمان راحساب کردندوغذا وجای خواب برایمان فراهم کردند و به همراه یکی از افراد تربیت بدنی آقای اسلامی که مسئول اسکورت ما بود حرکت کردیم وجاهای دیدنی جزیره بسیار زیبا وشگفت انگیز را به ما نشان داد .
فردای آن روز سوار کشتی شدیم و بوشهر برگشته و سریعا به سمت جزیره شیفت رفتیم.چون نزدیک بود به بوشهر،جاده روی دریا درست کرده بودند و پس از چند ساعتی در راه برگشت جزیره نگین را هم رفتیم و ناهار در آنجا خوردیم و در ساعت 3به سمت بوشهر بار دیگر حرکت کردیم.سوار اتوبوس ها شدیم و به سمت بندر قائم حرکت کردیم و ساعت6بعد از ظهر به آنجا رسیدیم.قرار بود با قایق ها به سمت جزیره چهارم یعنی جزیره لاوان حرکت کنیم.به دلیل این که هوا به یک دفعه خراب شد و باران و باد تندی میزد قایقرانان حرکت نکرده و گفتند فردا صبح.و شب هم حرکت نمیکنند به کلی مگر قایقی از لاوان بخواهد بیاید و برای بازگشت شما را ببرد تازه اگر هوا تا شب خوب شد.ما هم از حرف های انان به فکر سرپناه افتاده تا شب را سپری کنیم کنار ساحل یک سرپناه  خود آن اهالی درست کرده بودند و ما در آنجا رفتیم.ساعت 8 زمانی که کم کم چادر را میخواستیم پهن کنیم صدای قایقی آمد.مهدی به سرعت آنجا رفت و متوجه شدیم قایقی از لاوان آمده و میخواهد برگردد.زیرا هوا صاف شده بود.به سرعت بار و بندیل را جمع کرده و پریدیم در قایق.شب بود و هوا صاف و قایقی که به سرعت در حال حرکت بود.بسیار لحظه هیجان انگیزی بود.دل شب در دل دریا....واقعا هیجان انگیز بود.وقتی که به جزیره لاوان رسیدیم و در آنجا یک اتاق  در سالن ورزشگاه به ما دادند و مانند جزیره های قبل،مهمان نوازی کردند.صبح زود به سمت دور جزیره رفتیم و در راه 4دفعه من و مهدی پنچر کردیم.نا خودآگاه به یاد برنامه شیراز افتادیم که در آن مسیر7مرتبه پنچر کرده بودم.مسیر در اوایل بسیار معمولی و عادی بود اما در اواسط راه دیگر جاده ای در کار نبود حتی خاکی.در بیشتر مسیر،به یک آن مشاهده میکردید تیکه تیکه شده و باید دور بزنین مسیر را و اتفاقاتی از این قبیل.و دوره جزیره روزدیم.
ساحل عجیبی داشت کاملا بکر...مرغان دریایی با دیدن ما به پرواز درآمدن وای چقدر قشنگ....صخره های جالب و...
در ساعت2نیم ظهر و با شخصی در انجا صحبت کردیم تاما را به جزیره بعدی،یعنی هندورابی ببرد.اما آن شخص به ما گفت که باید فردا صبح حرکت کنیم و امروز نمیشود.به ناجار یک روز دیگر هم در انجا ماندنی شدیم.جوان های جزیره ه شب ساعت 7در ان سالن مشغول بازی فوتسال بودند.عشق و شور بازی را واقعا باید از اینان یاد گرفت.من هم رفتم و بازی کردم و مهدی و نعمان هم من را تشویق میکردند:))))یکی از بچه ها به من کفش داد تا بتوانم بازی کنم.اما کفش برایم کوچک بود و تمام پایم را زخم کرد اما با این حال 40دقیقه بازی کردم یک گل هم زدم:)))))
فردا ان روز سوار قایقی شدیم که پر از ماهی های بسیار بزرگ بود و همراه ان ماهی ها به جزیره هندورابی رفتیم.جزیره ای خشک و کم سکنه.
به هر حال بعد از دیدن جزیره به جزیره ماهرو یا فارو رفتیم.آنجا مثل جزیره ی خارکو نمیشد رکاب زد.قرار بود بعد از آن ب جزیره ابوموسی بریم اما اطلاع دادند که راه آبی ندارد. و به کلی باید قید رفتن به آنجا را زد.برای همین رفتیم به بندر چروئه.ماشین گیر نعمان نمیامد تا او با ماشین برود و من و مهدی تا بندر چارک که مقصد بود رکاب بزنیم.
پس از 8کیلومتر پیاده روی در جاده بلاخره یک ماشینی آمد و نعمان را برد و من و مهدی ادامه مسیر را رکاب زدیم.مسیر بسیار زیبا وکوهستانی جالب  و خاطره انگیز بود.در ساعت6به مقصد رسیده و قرار شد برویم به 3راهی بندر چارک تا از آنجا با اتوبوس به بندر عباس برویم.اما اطلاع دادند که تا ساعت11شب اتوبوس بندر عباس نمیاید.بلاخره ساعت11شد و ما حرکت کردیم.صبح در شهر رفته و مکانی برای اسکان کرایه کردیم و در خود بندر عباس مشغول گشت و گذار وخریدشدیم.پرخ هایمان را به باربری داده و به مشهد فرستادیم و 2روز بعد بلیط قطار گرفته و به مشهد برگشتیم این برنامه بسیار زیبا  به پایان رسید.

جزیره خارک  : مسیر کل39کیلومتر.ماکسیموم سرعت42مینیموم سرعت7کیلومتر
جزیره شیفت و نگین : مسیر کل8کیلومتر.مسیر بین بوشهر تا جزیره35کیلومتر.ماکسیموم35مینیموم15
جزیره لاوان :  مسیرکل65کلیلومتر.ماکسیموم سرعت30.مینیموم17
جزیره هندورابی :  مسیر کل16کیلومتر.ماکسیموم سرعت30.مینیموم17
مسیر بین بندر چروئه تا چارک:45کیلومتر.ماکسیموم سرعت57کیلومتر.مینیموم سرعت17

           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           
           




نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 فروردین 1395
جمعه 10 اردیبهشت 1395 09:27 ب.ظ
واقعا عالی بود خیلی خوش گذشت
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 02:38 ب.ظ
عزیز مهربون خوبی؟ به وبلاگ من سر بزن تو وبلاگم لیست وبلاگ های پرطرفدار را جمع می کنم خوشحال می شم وبلاگ تو هم تو این لیست طلایی باشه مطمئن باش بازدید وبلاگت طی چند روز پر بازدید می شه
فرهاد محبی پور

سلام.
چشم حتما.باعث افتخاره:))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی