تبلیغات


تیم دوچرخه سوای - برنامه فنی، مسجد چوبین
تیم دوچرخه سوای
کاراته هنر جوان مردان است
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM           
تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی تیم کلنی
درباره سایت



مدیر سایت : فرهاد محبی پور


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید



نویسندگان
نظرسنجی
به کدام ورزش بیشتر علاقه دارید؟





مورخ 94/2/24 برنامه مسجد چوبین  با مربیگری و سرپرستی خوب مهدی حسنی برگزار شد.

ساعت­8صبح من به همراه مهدی حسنی از فلکه پارک راه افتادیم.ساعت 9:30صبحانه در جاغرق و ساعت 3:15 ناهار در سه راهی کردینه به دهبارخوردیم.ساعت 7شب بر روی یکی از کوه های عصار اسکان کردیم.در آنجا فقط من و مهدی و صدای آبی که تمام کوه را عطرراگین کرده بودیم.ساعت9شب بود که از فرط خستگی خوابمون برد.چون از بعد ناهار به بعد فقط دوچرخه ها دستمون بود و از کوه ها و دشت ها عبور میکردیم.ساعت 7 صبحانه خوردیم و ساعت 8:15 صبح روز جمعه حرکت کردیم به سمت دررود نیشابور.کیلومتر دوچرخه من میگفت تو ارتفاع 1150بودیم همراه با چرخ ها از کوه ها بالا میرفتیم.وقتی به نوک کوه رسیدیم یک خوشحالی عجیبی بهم دست داد چون خبر نداشتم پایین اومدنش به مراتب سخت تر از بالا رفتنش است مخصوصا با اون سنگ ریزه های تیزش که به راحتی سُر میخوردی.واقعا دلم میخواست که هر چه زود تر سوار چرخم بشم و ادامه راه رو برم .بهد از پایین اومدن کوه سوار چرخ شدیم و راه افتادیم اما طولی نکشید که دوباره چرخ ها رو دست گرفتیم و دوباره راه افتادیم.یک راه مارپیچ.مهدی گفت طول میکشه بخوایم مسر راه رو بریم،باید میانبر بزنیم به دلیل اینکه از برنامه 3ساعت عقب بودیم.به این معنی که دوباره از کوه با اون سنگ ریزه های سُرش بالا بریم...در مسیر راه هم تقریبا 15الی20تا ریواس هایی که در کوه بودن خوردیم.بعد از بالا اومدن یک چشمه آب سرد و زلال دیدم که واقعا اون لحظه خوشحالی بی حد و وصفی بهم دست داد،چونکه قمقه هام خالی بودن و من هم خیلی تشنه بودم.بعد از پر کردن قمقمه ها حرکت کردیم.اما سوار چرخ ها بودیم نه اینکه اونا سوار ما باشن...

بعد از 2ساعت رکاب زدن دوباره چرخ به دست شدیم. چون باد هم با ما چپ شده بود و اینقدر زور میزد تا ما رو متوقف کنه.در راه با یک مرد که اهل دررود بود بر خوردیم، نشستیم و چای کوهی خوردیم و اون هم از ادامه مسیر برای ما گفت.از تو حرفاش شنیدم که دیگه نمیخواد چرخ به دست باشیم و سر بالایی بریم و از بقیه راه سر پایینی هست تا خود دررود و من هم خیلی خوشحال بودم.دست بر غذا تا 3ساعت بعدش باز هم سربالایی رفتیم.شاید اون مرد فکرمیکرد که چون خودش داره سر پایینی میره ما هم که مخالف حرکت اون بودیم باید سر پایینی بریم...تا ارتفاع1360متری رفتیم بالا با باد شدیدی که میوزید و ما رو بیشتر وقت ها از حرکت باز میداشت.بعد از اون ارتفاع به برف ها رسیدیم.دگ نوبتی هم بود نوبت سر پایینی بود.یک راه بسیار باریک با باد شدیدی که میوزید و اگه یک لحظه غفلت میکردی می انداختت ته درره،یا اگه یک لحظه ترمز رو رها میکردی سرعتت به120تا هم میرسید.من با ترمزی که میگرفتم سرعتم65تا رسید.ساعت 4:10 به دررود رسیدیم با سر و وضع گل آلود.هم خودمون هم دوچرخه هامون.مردم از قیافه های ما تعجب کرده بودن.بالاخره بعد از یک روز و نصفی آدم هم دیدیم و این لذت بخش بود.ساعت 5به قدمگاه رسیدیم و در اونجا اسکان کردیم و یک زیارتی هم اونجا انجام دادیم.یک مشکل فنی هم برای چرخ مهدی اتفاق افتاد و توپی جلوش خورد شده بود.ساعت 6بالاخره ناهار خوردیم در یکی از رستوران های اونجا.شنبه ساعت8:30صبح به همراه چرخ هایی شسته بودیم تا از اون گل و لای اولیه در بیان راه افتادیم به سمت مسجد چوبین و ساعت 9:30 رسیدیم و تا ساعت 10:40 اونجا بودیم و کل محوطه رو دور زدیم و بعد به سمت نیشابور راه افتادیم و ساعت 11:20 به نیشابور رسیدیم و تمام مناطق دیدنی اونجا اععم از خیام عطار حکیم نیشابوری و امام زاده های آنجا شهر از زیر خاک در آورده به نام شادیاخ و...رفتیم و تا ساعت 5بعد از ظهر طول کشید و ساعت 5:10 برنامه به پایان رسید.






نوع مطلب : دوچرخه سواری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 خرداد 1394
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی